المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

30

التنبيه والإشراف ( فارسي )

نهايت معمورهء زمين مسكون را بداند و اخبار آنها را پذيرفته و آنچه را بدلايل نجومى كشف كرده با آن مقايسه كرده بدينسان چيزى را كه نمىپسنديده مورد توجه قرار داده و در كتاب مسكون الارض شهرهاى فراوان را ياد كرده و از طول و عرض آن سخن آورده و صورت معمورهء جهان را با محل ولايتها و شهرها و درياها و رودها به ترتيب طول و عرض براى مردم رسم كرده است . ارسطاطاليس در مقالهء دوم از كتاب آثار علوى از كار كسانى كه اقطار و ابعاد زمين را رسم ميكنند شگفتى كرده كه زمين معموره را به صورت دايره ميكشند ، در صورتى كه قياس و مشاهده معلوم ميدارد كه معمورهء زمين دايره نيست و نميتواند چنين باشد . قياس معلوم ميدارد كه عرض زمين معموره محدود است اما طول آن محدود نيست يعنى در همهء طول زمين به حكم طبع آن سكونت توان كرد كه در طول زمين گرما و سرما بيش از اندازه نيست بلكه در عرض چنين است و اگر دريا مانع نبود همهء طول زمين مسكون توانست بود . گويد : مشاهده نيز معلوم ميدارد كه طول زمين در خشكى و دريا پيموده مىشود زيرا طول با عرض تفاوت بسيار دارد . مسعودى گويد : و ما عقايد ايرانيان و نبطيان را دربارهء تقسيم معمورهء زمين در كتاب فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف آورده‌ايم و گفته‌ايم كه آنها نقاط شرقى مملكت خود و مناطق مجاور آن را خراسان ناميده‌اند كه خر همان خورشيد است و اين نواحى را بطلوع خورشيد منسوب داشته‌اند و جهت ديگر را كه مغرب است خر بران ناميده‌انند كه بمعنى غروب خورشيد است و جهت سوم را كه شمال است باختر و جهت چهارم را كه جنوب است نيمروز ناميده‌اند و اين كلماتيست كه ايرانيان و سريانيان كه نبطيانند بر آن اتفاق دارند ، و هم نظريهء يونانيان را دربارهء تقسيم معمورهء زمين به سه قسمت كه اورپا و لوبيه و آسيه است با مطالب ديگر از سخنان ملل مختلف در اين معانى در آن جا آورده‌ايم . اكنون از وصف اقليم‌ها و آنچه دربارهء تقسيم آن گفته‌اند سخن ميكنيم .